|
رفتی و آهسته گفتم ، بی خطرباشی مسافر دوست دارم با دعایم همسفرباشی مسافر بازهم آن سوی شیشه، بوی ساک وبار وباران دوست دارم یاد این چشمان ترباشی مسافر اشکهایم را برایت پست خواهم کرد روزی باید ازاحساس قلبم باخبرباشی مسافر بی تو من هم یک غریبم،غربت آنجا نیست تنها می شود درعین ماندن دربه در باشی مسافر بازمیگردم به خانه با تو وبا خاطراتت با منی حتی اگرهم درسفرباشی مسافر خاطراتت مانده باقی دراتاق وهال وسالن این زمانها دوست داری کوروکر باشی مسافر من به تونزدیک نزدیکم به لطف خاطراتت با منی حتی اگرهم دورترباشی مسافر یک نفرآهسته درزد،روزجمعه ساعت ده می دوم شاید توحالا پشت درباشی مسافر شادی صندوقی(تهران)
سيمين بهبهاني: جواب ابراهيم صهبا : سيمين بهبهاني : جواب ابراهيم صهبا به سيمين بهبهاني: جواب رند تبريزي به سيمين بهبهاني و ابراهيم صهبا :
*عشق ژرفای خود رانمی شناسد مگر به وقت فراق!(جبران خلیل جبران) *سیاست در بـرابـر صـداقـت دیـگـران خـیـانـت و صداقـت در بـرابـر سیاسـت دیـگـران حـمـاقـت است.(دکترشریعتی) *حیـله و خیـانت اغـلب از افــراد ناتــوان سر می زنــد.(لارشفوکو) *بـرگ در انـتـهاي زوال مي افـتد و ميـوه در اوج کـمال، بنـگـر که چـگونه مي افـتي : چـون برگـي زرد يا سيـبـي سرخ (کنفوسیوس) *طلا را به وسيله آتش.زن را به وسيله طلا و مرد را به وسيله زن امتحان کنيد.(فیثاغورث)
درخدمت خلق بندگی ماراکشت وندر پی نان دوندگی ما را کشت هم محنت روزگار وهم منت خلق ای مرگ بیا که زندگی ما را کشت!
من برای "تنها نبودن"، آدمهای زیادی دور و برم دارم، آن چیزی که ندارم
در رفتن جان از بدن گويند هر نوعي سخن من خود به چشم خويشتن ديدم كه جانم ميرود...
ای خدا بازم خودت هوای ما رو داشته باش!
یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم وقت پرپر شدنش سوز و نوایی نکنیم پر پروانه شکستن هنر انسان نیست گر شکستیم زغفلت من و مایی نکنیم یادمان باشد سر سجاده عشق جز برای دل محبوب دعایی نکنیم یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بی سروپایی نکنیم
غیر ما هر کس که باشد ترک دنیا میکند بارها گفتم که فردا ترک دنیا میکنم چون که یادت میکنم امروزو فردا میکنم
کنارت هستم برای روزی که دستان نازنینت را در دستان مضطربم میگذاری و ازم قول میخواهی که تا ابد کنارت بمانم مردت هستم برای لحظه ای که از بزرگترها اجازه میگیری تا شاهزاده این مملکت بشوی مردی که پا به پایت در مغازه های شهر می آید تا وسواسهایت را برای خرید یک روسری ساده عاشقانه بپرستد کیست؟منم! برای روزهایی که پدر و مادرمان پیر میشوند و میترسی که دختر خوبی برایشان نبوده باشی، من کنارت هستم تا خدمتشان کنیم و نترسی... برای ثانیه ای که پدران و مادرانمان به بهشت میروند من کنارتم تا درد یتیمی را کمتر حس کنی مردی که اشکهایت را میبوسد و موهای پریشانت را شانه میزند، منم برا ی ثانیه ای که فرشته ای از بهشت در رحم تو به امانت می آید ، منم که کنارتم و تو در آغوش من هست که می آرامی در تمام آن ۲۸۹ روز بارداری ، وقتی از قیافه می افتی و شکمت خط خطی میشود و نمیتوانی حتی درست راه بروی ، منم که کنارتم و شبها تن خسته ات را در آغوش میگیرم مردی که دستانت را در آن لحظات پر درد و امید تولد میگیرد و عرق از پیشانی پر دردت پاک میکند منم مردی که موهای تو و دخترت را قبل از خواب شانه میکند و هر دوی شما را در آغوش مردانه اش میخواباند منم مردی که شبهای بیخوابی برایت قهوه و کیک شکلاتی می اورد تا قصه زندگیت را گوش میکند ، منم مردی که با دستان خسته اش ،پاهای خسته تر تو از این زندگی سخت را ، هر شب نوازش میکند تا بیارامند کیست؟ منم تو برف زمستون ، وقتی از خواب پا میشی و میری پشت پنجره ،اونیکه روی بخار شیشه اتاق اسمت را نوشته منم مردی که فال قهوه برات میگیرد و تو فنجونش انگشت میزنی تا برایت از فرشتگان و سرنوشت زیبایت حرف بزند منم مردی که اصرار داری موهایش را خودت اصلاح کنی منم مردی که بلد نبود ،اما دوست داشت ناخنهایت را لاک بزند منم. کسیکه بارها و بارها نازت را میکشد و قهرهایت را خریدار است هنوز ، منم مردی که هر پنجشنبه سالهاست به خاطر نذر روز خواستگاریش ، در خیریه ها کار میکند به عشقت و به شکرانه بودنت ، منم سالهاست که شب عید میروی سراغ یتیمها تا شادشان کنی ، مردی که تمام این سالها کنارت کادو ها را خریده و روبان زده و همراهت بوده منم. وقتی از سر کار میخواهی به خانه بروی ، مردی که پیاده می آید کنارت که تا خانه با هم قدم بزنید ، کسی نیست جز من. مردی که خسته از کار روزانه به ضریح چشمانت پناه می آورد و تو حاجت روایش میکنی منم آهای دختر شبهای پاییز ٬! شبها که مضطرب از خواب میپری و تو تاریکی در بسترت میگردی که ببینی هستم یا نه ، نبین...لمس کن تن مردی را که سردی روزگار را به خاطر تو به گرمای آغوشش مبدل کرده اونیکه به خاطرت ، ته اقیانوس وسط تاریکی و خطر میرود تا صدفی به نامت بگشاید و شاید مرواریدی لایقت بیاید ، منم اونیکه بعد از سالها همسری ، بدن از تناسب افتاده ات را می بوید و می بوسد منم روزی که اولین موی سپیدت را در آینه میبینی و اشک در چشمانت حلقه میزند ، منم که موهایت را در دستان مردانه ام جمع میکنم و در آغوشم سفت میفشارمت و در گوشت زمزمه میکنم که « امروز دو برابر عاشقتم ای شراب کهنه » روزی که نگران چین و چروکهای تازه از راه رسیده صورت زیبایت میشوی ، منم که بهترین زیبارویان عالم را با ثانیه ای باتو بودن معاوضه نخواهم کرد برای روزهایی که فرزندانمان میروند دنبال سرنوشتشان و تو در اتاقهایشان میگریی ، منم مردی که دستانت را میگیرد و تو را شبانه به کنار دریا میبرد تا هر چقدر میخواهی با بیکرانگی آب از دلتنگیهایت بگویی برای روزهایی که جسمت تغییر میکند و فکر میکنی دیگر زن نیستی و میترسی ؛ منم که بارها و بارها حس زن بودنت را به تک تک سلولهایت یاد آوری میکنم...همان مرد وحشی روزهای اولمان میشوم تا یادت نرود که تویی شاه بیت غزل زندگی من. ****************************** مردی که برایت فال حافظ میگیرد و تو حافظیه برایت نماز اقامه میکند منم مردی که دیوارهای مسجد الحرام را به احترامت میبوسد منم مردی که در قنونتش سلامتی تو و شادی روح تو را میخواهد منم مردی که بعد از نماز صبحش ، بالا سرت می آید و با بوسه ای بر پیشانی ات بیدارت میکند منم...من همان کسی هستم که سالهاست قامت تو را در هنگام اقامه نماز در چادر سپید ، با بهشت معاوضه نکرده است تو همه معنویتی هستی که در زندگیم توشه بر گرفته ام عشق تو دروازه ورود من به بیکران الهی بود...بک یا الله من هم تویی
بگذار نا محرمان بپندارند من کافرم...کفر و ایمان من تویی مردی که منیتهایش تویی ، منم لندن-یکشنبه ۲۴نوامبر
مي نهم گردن به عشقت يار قربان کن مرا فارغ از رنج و عذاب و درد هجران کن مرا چون دو زلف عنبرينت اي بهار آرزو تا مگر آئي به آغوشم پريشان کن مرا چشم قرباني بـه قربانگاه حيران مي شود شـوخ چشمانم به حسن خويش حيران کن مرا دوستان شادند از دلـدار و من نا شادمان روي خود بنما به بزم خويش مهمان کن مرا طفلکان از بهر عيدي شاد کام و خرمند دلبرا با بوسه خود شاد و خندان کن مرا تحفه عيدي برايت نقـد جان را ميد هم اي بـه قربانت بدين تقدير فرمان کن مرا
یوسف عوض شده است زلیخا عوض شده است سر همچنان به سجده فرو برده ام ولی در عشق سالهاست که فتوا عوض شده است خو کن به قایقت که به ساحل نمیرسی خو کن که جای کشتی و دریا عوض شده است آن باوفا کبوتر جلدی که پر گرفت اکنون به خانه آمده اما عوض شده است حق داشتی مرا نشناسی به هرجهت من همچنان همانم و دنیا عوض شده است
آمد اما در نگاهش آن نوازشها نبود چشم خواب آلوده اش را مستی رؤیا نبود نقش عشق و آرزو از چهره ی دل شسته بود عکس شیدایی در آن آیینه ی سیما نبود لب همان لب بود اما بوسه اش گرمی نداشت دل همان دل بود اما مست و بی پروا نبود در دل بیزار خود جز بیم و رسوایی نداشت گرچه روزی همنشین جز با من رسوا نبود در نگاه سرد او غوغای دل خاموش بود برق چشمش را نشان از آتش سودا نبود بر لب لرزان من فریاد دل خاموش بود آخر آن تنها امید جان من تنها نبود جز من و او دیگری هم بود اما ای دریغ آگه از درد دلم زان عشق جانفرسا نبود
چقدر سخته تو چشای کسی که تموم عشقتو ازت دزدید و به جاش یه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داد زل بزنی و به جای اینکه لبریز از کینه و نفرت شی حس کنی که هنوزم دوسش داری. چقدر سخته دلت بخواد سرتو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش همه ی وجودت له شد. چقدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچی جز سلام نتونی بگی. چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه ها تو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوسش داری. چقدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اون وقت آروم زیر لب بگی: گل من باغچه ی نو مبارک!
من رفیق درونگرا نمی خوام ای خدا!
شاد بودن بزرگترین انتقامیست که می شود از زندگی گرفت! ومن هم بهش میگم: دل پاکت را برای کسی که مفهوم عشق را نمی داندمهربان نکن!
استقلال قهرمان میشه .
خدامیدونه که حقشه. به لطف یزدان وبچه ها. استقلال قهرمان میشه
ما چون ز دری پای کشیدیم. کشیدیم
امید ز هر کس که بریدیم. بریدیم دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند از گوشه ی بامی که پریدیم. پریدیم
گلشیفته جان،وقتی ۲ سال پیش با پسر بزرگم رفتم به سینما كه فیلم میم مثل مادرت را ببینم،از بازی گرم و صمیمانه تو همه صورتم از اشك خیس شد،آن لحظه شك نداشتم كه همه مادران ایرانی شبیه گلشیفته اند و گلشیفته،نقش پنهانی ا ست از تصویر مادری كه هر ایرانی در ضمیرش دارد.مادری كه همه وجودش ایثار و از خود گذشتگی است،می سوزد تا نورو گرمی و محبت وحیات ببخشد،"هست"برای آن كه فرزندش "باشد."مادری كه یك زیبایی آسمانی در رخسارش موج می زند و ترنم لبانش به ذكری الهی،در خانه نور می پراكند.
وای خدای من!وبلاگم ۳ساله شد. به همه اونائی که دراین مدت یاروهمراهم بودن خسته نباشیدمیگم. سالگرد تولد وبلاگمو به خودم وتموم عاشقای منزل جانان تبریک می گم.
بر شاخه ام نشستی وسیبم نمی شوی دلتنگ دست های غریبم نمی شوی در خواب های من کسی از راه می رسد تعبیر خواب های عجیبم نمی شوی؟ بیمارم آنچنان که حریفت نمی شوم بی تابی آنچنان که طبیبم نمی شوی من کوهم وتو کوهنوردی که بی گمان قربانی فراز ونشیبم نمی شوی دستی شدم که گاه رفیقت نمی شوم سیبی شدی که گاه نصیبم نمی شوی!
باید فراموشت کنم چندی ست تمرین می کنم من می توانم می شود!آرام تلقین می کنم با عکسهای دیگری تا صبح صحبت می کنم با آن اتاق خویش را بیهوده تزیین می کنم من میدانم رفته است و برنمی گردد همین خود را برای درک این. صد بار تحسین می کنم .....
شاد کن جان من، که غمگین است
آمدي جانم به قربانت، ولي حالا چرا ؟
غربت آن نیست که تنها باشی
ღღتکیه به شونه هام نکن من از تو افتاده ترم ღღ ღღ ما که به هم نمی رسیم بسه دیگه بزار برم ღღ ღღ کی گفته بود به جرم عشق یه عمری پرپرت کنم ؟ ღღ ღღ حیف تو نیست کنج قفس چادر غم سرت کنم؟ ღღ ღღ من نه قلندر شبم نه قهرمان قصه ها ღ ღღ نه برده ای حلقه به گوش نه ناجی فرشته ها ღღ ღღ من عاشقم همین و بس غصه نداره بی کسیمღღ ღღ قشنگیه قسمت ماست که ما به هم نمی رسیم ღღ
آمدی چه زیبا...گفتم دوستت دارم...چه صادقانه...پذیرفتی چه فریبنده...آغوشم برایت باز شد چه ابلهانه...با تو خوش بودم چه کودکانه...همه چیزم شدی چه زود...نیازمندت شدم چه حقیرانه...به خاطر یک کلمه ترکم کردی...چه ناجوانمردانه....واژه غریب خداحافظی به میان آمد چه بیرحمانه....و من سوختم چه عاشقانه....ولی هنوز هم دوست دارم غریبه...........!
شب شده بود،اما حسنك به خانه نيامده بود،حسنك مدت هاي زيادي است كه به خانه نمي آيد،او به شهر رفته و در آنجا شلوار جين و تيشرت هاي تنگ به تن مي كند او هر روز به جاي غذا دادن به حيوانات جلوي آينه به موهاي خود ژل مي زند، موهاي حسنك ديگر مثل پشم گوسفند نيست،چون او به موهاي خود گلد مي زند. ديروز كه حسنك با كبري چت مي كرد،كبري گفت كه تصميم بزرگي گرفته است ؛ كبري تصميم داشت حسنك را رها كند و ديگر با او چت نكند،چون او با پترس چت مي كرد. پترس هميشه پاي كامپيوترش نشسته و چت مي كند،روزي پترس ديد كه سد سوراخ شده،اما انگشت او درد مي كرد؛چون زياد چت كرده بود.او نمي دانست كه سد تا چند لحظه ي ديگر مي شكند،و از اين رو در حال چت كردن غرق شد. براي مراسم دفن او كبري تصميم گرفت با قطار به آن سرزمين برود،اما كوه روي ريل ريزش كرده بود. ريز علي ديد كه كوه ريزش كرده،اما حوصله نداشت.ريز علي چراغ قوه داشت اما حوصله ي درد سر نداشت.ريز علي سردش بود و دلش نمي خواست لباسش را دراورد. قطار به سنگ ها برخورد كرد و منفجر شد.كبري و مسافران قطار مردند.اما ريز علي بدون توجه به خانه رفت.خانه مثل هميشه سوت و كور بود.الان چند سالي است كه كوكب خانم همسر ريز علي مهمان ناخوانده ندارد.او حتي مهمان خوانده هم ندارد.او اصلا حوصله ي مهمان ندارد.او پول ندارد تا شكم مهمان ها را سير كند. او در خانه تخم مرغ و پنير دارد اما گوشت ندارد.او آخرين باري كه گوشت قرمز خريد ،چوپان دروغ گو به او گوشت خر فروخت.اما او از چوپان دروغ گو گله ندارد. چون دنياي ما خيلي چوپان دروغ گو دارد.... به همين دليل است كه ديگر در كتاب هاي دبستان آن داستان هاي قشنگ وجود ندارد......
دوست دارم، مثل باده، از سر چشمت بریزم مهربان و ساده باشم چون رخ ماهت عزیزم دوست دارم، مثل شبنم، بر سر جامت بشینم یا چو شمعی بی مهابا در ره وصلت بسوزم دوست دارم، مثل باران در هوای تو ببارم یا نسیم صبح باشم، از سر کویت بخیزم دوست دارم، مثل لاله، روی شاخ نسترنها محو سیمای تو باشم، چشم بر روی تو دوزم دوست دارم، مثل مجنون در تب عشقت بسوزم بی تو شب در برگرفته ای مه تابان روزم دوست دارم مثل اشکی از سر چشمت بیفتم شعله سبزی بسازم، در دل تنگت فروزم ...... دوستت دارم گلم، عشقم، امیدم، نفسم، هر چی بگم بازم کم گفتم
|
About![]()
وبلاگی برای تموم عاشقای دنیا.بازم بهم سربزنین. Archives88/07/01 - 88/07/3088/06/01 - 88/06/31 88/05/01 - 88/05/31 88/02/01 - 88/02/31 88/01/01 - 88/01/31 87/12/01 - 87/12/30 87/10/01 - 87/10/30 87/09/01 - 87/09/30 87/08/01 - 87/08/30 87/07/01 - 87/07/30 87/06/01 - 87/06/31 87/03/01 - 87/03/31 87/02/01 - 87/02/31 86/10/01 - 86/10/30 86/07/01 - 86/07/30 86/05/01 - 86/05/31 86/04/01 - 86/04/31 86/03/01 - 86/03/31 86/02/01 - 86/02/31 85/12/01 - 85/12/29 85/11/01 - 85/11/30 85/10/01 - 85/10/30 85/09/01 - 85/09/30 85/08/01 - 85/08/30 85/07/01 - 85/07/30 85/06/01 - 85/06/31 85/05/01 - 85/05/31 85/04/01 - 85/04/31 85/02/01 - 85/02/31 85/01/01 - 85/01/31 Specific
بلاگ کد
فتو نایت
آپلود عکس
گالری عکس
انتخاب وبلاگ برتر
کد موسیقی لایت
قالب های نایت اسکین
LinkDump
کد آهنگ وبلاگ |