|
باید که شبی چشم تو را قاب بگیرم یک بوسه از این پنجره در خواب بگیرم نه! پنجره نه! چشم تو کندوی عسل تا یک شیشه غزل از عسل ناب بگیرم بیدار شوی من بغل دست تو باشم بی تاب شوم پیش دلت تاب بگیرم ماهی بشوی سر بخوری بعد تو را من قلاب بیاندازم و از آب بگیرم سرکش تر از آنم که تصور کنی اما عشق است اگر نور ز مهتاب بگیرم
ایینه ترین نام مرامی خواند اغازوسرانجام مرا می خواند اوکیست که درمست ترین ثانیه ها باخوبترین نام مرامی خواند
گرنیم شبی مست درآغوش من افتد چندان به لبش بوسه زنم کزسخن افتد.
غیبت نکردهای که شوم طالب حضور با صد هزار جلوه برون آمدی که من چشمم به صد مجاهده آیینهساز شد بالای خود در آینهی چشم من ببین مستانه کاش در حرم و دیر بگذری خواهم شبی نقاب ز رویت بر افکنم گر افتد آن دو زلف چلیپا به چنگ من طوبی و سدره گر به قیامت به من دهند زیبا شود به کارگه عشق کار من رسوای عالمی شدم از شور عاشقی با خیل غمزه گر به واثاقم گذر کنی جم دستگاه ناصردین شاه تاجور شعرت ز نام شاه، فروغی شرف گرفت
من چرا دل به تو دادم که دلم میشکنی دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست دیگران چون بروند از نظر از دل بروند تو همایی و من خسته بیچاره گدای بنده وارت به سلام آیم و خدمت بکنم مرد راضیست که در پای تو افتد چون گوی مست بی خویشتن از خمر ظلومست و جهول تو بدین نعت و صفت گر بخرامی در باغ من بر از شاخ امیدت نتوانم خوردن خوان درویش به شیرینی و چربی بخورند
حال من دست خودم نیست
برای چشم عاشق تو. نامه پست می کنم
سلام فکر کردم دیشب با وبلاگتون دردودل کردید اما چیزی به تاریخ دیشب 5/8 نبود.
امشب اولین باره که میخوام درشهرآینده محل زندگیم -اراک-بخوابم.بارون نرمی هم میادالبته دودکارخونه های اینجا هم که طبیعتا آزاردهنده هستش.درنگاه اول که شهرخوبی دیده میشه.شاید دوران دانشجوییموبا خانواده بیام اینجاشایدم رفت وامدی و۲۰ساعت راه خسته کننده با اتوبوس.البته درعین حال که امشب برام یه شب خاطره انگیزه اما حالم اصلا خوب نیست.وقتی توخونه با هاش حرفم بشه اون عصبانی ومنم عصبانی خب ادم روحیه نداره دیگه.۲۴ساعته که بهم بی محلی میکنه نمیگه زنده ای .مرده ای.غربت بهت بد نگذره و...شایدم اون نمیذاره مهلا بهم زنگ بزنه وگرنه اونو که مطمینم مهلاهیچ وقت منو یادش نمیره .منم میگم موشک جواب موشک.اهل این لجیازیها نیستم ولی بعضی وقتا مجبورم میکنه خب منم بهش ۲۴ ساعته توجهی نکردم .البته این برخوردای منحصربه فرد وجدید که تا حالا ازش ندیده بودم برام یه هشداره یعنی اون عوض شده ودیگه مثل گذشته مطیع نیست اگه اینطوریه که باید بگم: خودم کردم که لعنت برخودم باد یعنی اینکه خوب مدیریت نکردم وگرنه تا حالا نشده کسی تو خونه رو حرفم حرفی بزنه.بحث غرورنیست ولی این طبیعت اخلاقیمه.دیکتاتورنیستم اما اگه ببینم کسی بی منطق جلوم جبهه میگیره نمی تونم تحمل کنم.اگرم ازروی منطق باشه با کمال میل می پذیرم.اونم منی که خیلیادوست دارند من مال اونا باشم .اشک توی چشام حلقه زده به خدا ازش انتظار ندارم من درحقش کوتاهی نکردم تا حالا.چه میشه کرد خب بعضی ادما ذاتا قدرنشناسند .مخصوصا او که بزرگ شده یه خونواده زن سالاره.من احمق که براش الان از بازار اراک یه تاپم گرفتم. بازم خودم که قلبم مهربونه
رفتی و آهسته گفتم ، بی خطرباشی مسافر دوست دارم با دعایم همسفرباشی مسافر بازهم آن سوی شیشه، بوی ساک وبار وباران دوست دارم یاد این چشمان ترباشی مسافر اشکهایم را برایت پست خواهم کرد روزی باید ازاحساس قلبم باخبرباشی مسافر بی تو من هم یک غریبم،غربت آنجا نیست تنها می شود درعین ماندن دربه در باشی مسافر بازمیگردم به خانه با تو وبا خاطراتت با منی حتی اگرهم درسفرباشی مسافر خاطراتت مانده باقی دراتاق وهال وسالن این زمانها دوست داری کوروکر باشی مسافر من به تونزدیک نزدیکم به لطف خاطراتت با منی حتی اگرهم دورترباشی مسافر یک نفرآهسته درزد،روزجمعه ساعت ده می دوم شاید توحالا پشت درباشی مسافر شادی صندوقی(تهران)
سيمين بهبهاني: جواب ابراهيم صهبا : سيمين بهبهاني : جواب ابراهيم صهبا به سيمين بهبهاني: جواب رند تبريزي به سيمين بهبهاني و ابراهيم صهبا :
*عشق ژرفای خود رانمی شناسد مگر به وقت فراق!(جبران خلیل جبران) *سیاست در بـرابـر صـداقـت دیـگـران خـیـانـت و صداقـت در بـرابـر سیاسـت دیـگـران حـمـاقـت است.(دکترشریعتی) *حیـله و خیـانت اغـلب از افــراد ناتــوان سر می زنــد.(لارشفوکو) *بـرگ در انـتـهاي زوال مي افـتد و ميـوه در اوج کـمال، بنـگـر که چـگونه مي افـتي : چـون برگـي زرد يا سيـبـي سرخ (کنفوسیوس) *طلا را به وسيله آتش.زن را به وسيله طلا و مرد را به وسيله زن امتحان کنيد.(فیثاغورث)
درخدمت خلق بندگی ماراکشت وندر پی نان دوندگی ما را کشت هم محنت روزگار وهم منت خلق ای مرگ بیا که زندگی ما را کشت!
من برای "تنها نبودن"، آدمهای زیادی دور و برم دارم، آن چیزی که ندارم
در رفتن جان از بدن گويند هر نوعي سخن من خود به چشم خويشتن ديدم كه جانم ميرود...
ای خدا بازم خودت هوای ما رو داشته باش!
یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم وقت پرپر شدنش سوز و نوایی نکنیم پر پروانه شکستن هنر انسان نیست گر شکستیم زغفلت من و مایی نکنیم یادمان باشد سر سجاده عشق جز برای دل محبوب دعایی نکنیم یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بی سروپایی نکنیم
غیر ما هر کس که باشد ترک دنیا میکند بارها گفتم که فردا ترک دنیا میکنم چون که یادت میکنم امروزو فردا میکنم
کنارت هستم برای روزی که دستان نازنینت را در دستان مضطربم میگذاری و ازم قول میخواهی که تا ابد کنارت بمانم مردت هستم برای لحظه ای که از بزرگترها اجازه میگیری تا شاهزاده این مملکت بشوی مردی که پا به پایت در مغازه های شهر می آید تا وسواسهایت را برای خرید یک روسری ساده عاشقانه بپرستد کیست؟منم! برای روزهایی که پدر و مادرمان پیر میشوند و میترسی که دختر خوبی برایشان نبوده باشی، من کنارت هستم تا خدمتشان کنیم و نترسی... برای ثانیه ای که پدران و مادرانمان به بهشت میروند من کنارتم تا درد یتیمی را کمتر حس کنی مردی که اشکهایت را میبوسد و موهای پریشانت را شانه میزند، منم برا ی ثانیه ای که فرشته ای از بهشت در رحم تو به امانت می آید ، منم که کنارتم و تو در آغوش من هست که می آرامی در تمام آن ۲۸۹ روز بارداری ، وقتی از قیافه می افتی و شکمت خط خطی میشود و نمیتوانی حتی درست راه بروی ، منم که کنارتم و شبها تن خسته ات را در آغوش میگیرم مردی که دستانت را در آن لحظات پر درد و امید تولد میگیرد و عرق از پیشانی پر دردت پاک میکند منم مردی که موهای تو و دخترت را قبل از خواب شانه میکند و هر دوی شما را در آغوش مردانه اش میخواباند منم مردی که شبهای بیخوابی برایت قهوه و کیک شکلاتی می اورد تا قصه زندگیت را گوش میکند ، منم مردی که با دستان خسته اش ،پاهای خسته تر تو از این زندگی سخت را ، هر شب نوازش میکند تا بیارامند کیست؟ منم تو برف زمستون ، وقتی از خواب پا میشی و میری پشت پنجره ،اونیکه روی بخار شیشه اتاق اسمت را نوشته منم مردی که فال قهوه برات میگیرد و تو فنجونش انگشت میزنی تا برایت از فرشتگان و سرنوشت زیبایت حرف بزند منم مردی که اصرار داری موهایش را خودت اصلاح کنی منم مردی که بلد نبود ،اما دوست داشت ناخنهایت را لاک بزند منم. کسیکه بارها و بارها نازت را میکشد و قهرهایت را خریدار است هنوز ، منم مردی که هر پنجشنبه سالهاست به خاطر نذر روز خواستگاریش ، در خیریه ها کار میکند به عشقت و به شکرانه بودنت ، منم سالهاست که شب عید میروی سراغ یتیمها تا شادشان کنی ، مردی که تمام این سالها کنارت کادو ها را خریده و روبان زده و همراهت بوده منم. وقتی از سر کار میخواهی به خانه بروی ، مردی که پیاده می آید کنارت که تا خانه با هم قدم بزنید ، کسی نیست جز من. مردی که خسته از کار روزانه به ضریح چشمانت پناه می آورد و تو حاجت روایش میکنی منم آهای دختر شبهای پاییز ٬! شبها که مضطرب از خواب میپری و تو تاریکی در بسترت میگردی که ببینی هستم یا نه ، نبین...لمس کن تن مردی را که سردی روزگار را به خاطر تو به گرمای آغوشش مبدل کرده اونیکه به خاطرت ، ته اقیانوس وسط تاریکی و خطر میرود تا صدفی به نامت بگشاید و شاید مرواریدی لایقت بیاید ، منم اونیکه بعد از سالها همسری ، بدن از تناسب افتاده ات را می بوید و می بوسد منم روزی که اولین موی سپیدت را در آینه میبینی و اشک در چشمانت حلقه میزند ، منم که موهایت را در دستان مردانه ام جمع میکنم و در آغوشم سفت میفشارمت و در گوشت زمزمه میکنم که « امروز دو برابر عاشقتم ای شراب کهنه » روزی که نگران چین و چروکهای تازه از راه رسیده صورت زیبایت میشوی ، منم که بهترین زیبارویان عالم را با ثانیه ای باتو بودن معاوضه نخواهم کرد برای روزهایی که فرزندانمان میروند دنبال سرنوشتشان و تو در اتاقهایشان میگریی ، منم مردی که دستانت را میگیرد و تو را شبانه به کنار دریا میبرد تا هر چقدر میخواهی با بیکرانگی آب از دلتنگیهایت بگویی برای روزهایی که جسمت تغییر میکند و فکر میکنی دیگر زن نیستی و میترسی ؛ منم که بارها و بارها حس زن بودنت را به تک تک سلولهایت یاد آوری میکنم...همان مرد وحشی روزهای اولمان میشوم تا یادت نرود که تویی شاه بیت غزل زندگی من. ****************************** مردی که برایت فال حافظ میگیرد و تو حافظیه برایت نماز اقامه میکند منم مردی که دیوارهای مسجد الحرام را به احترامت میبوسد منم مردی که در قنونتش سلامتی تو و شادی روح تو را میخواهد منم مردی که بعد از نماز صبحش ، بالا سرت می آید و با بوسه ای بر پیشانی ات بیدارت میکند منم...من همان کسی هستم که سالهاست قامت تو را در هنگام اقامه نماز در چادر سپید ، با بهشت معاوضه نکرده است تو همه معنویتی هستی که در زندگیم توشه بر گرفته ام عشق تو دروازه ورود من به بیکران الهی بود...بک یا الله من هم تویی
بگذار نا محرمان بپندارند من کافرم...کفر و ایمان من تویی مردی که منیتهایش تویی ، منم لندن-یکشنبه ۲۴نوامبر
مي نهم گردن به عشقت يار قربان کن مرا فارغ از رنج و عذاب و درد هجران کن مرا چون دو زلف عنبرينت اي بهار آرزو تا مگر آئي به آغوشم پريشان کن مرا چشم قرباني بـه قربانگاه حيران مي شود شـوخ چشمانم به حسن خويش حيران کن مرا دوستان شادند از دلـدار و من نا شادمان روي خود بنما به بزم خويش مهمان کن مرا طفلکان از بهر عيدي شاد کام و خرمند دلبرا با بوسه خود شاد و خندان کن مرا تحفه عيدي برايت نقـد جان را ميد هم اي بـه قربانت بدين تقدير فرمان کن مرا
یوسف عوض شده است زلیخا عوض شده است سر همچنان به سجده فرو برده ام ولی در عشق سالهاست که فتوا عوض شده است خو کن به قایقت که به ساحل نمیرسی خو کن که جای کشتی و دریا عوض شده است آن باوفا کبوتر جلدی که پر گرفت اکنون به خانه آمده اما عوض شده است حق داشتی مرا نشناسی به هرجهت من همچنان همانم و دنیا عوض شده است
آمد اما در نگاهش آن نوازشها نبود چشم خواب آلوده اش را مستی رؤیا نبود نقش عشق و آرزو از چهره ی دل شسته بود عکس شیدایی در آن آیینه ی سیما نبود لب همان لب بود اما بوسه اش گرمی نداشت دل همان دل بود اما مست و بی پروا نبود در دل بیزار خود جز بیم و رسوایی نداشت گرچه روزی همنشین جز با من رسوا نبود در نگاه سرد او غوغای دل خاموش بود برق چشمش را نشان از آتش سودا نبود بر لب لرزان من فریاد دل خاموش بود آخر آن تنها امید جان من تنها نبود جز من و او دیگری هم بود اما ای دریغ آگه از درد دلم زان عشق جانفرسا نبود
چقدر سخته تو چشای کسی که تموم عشقتو ازت دزدید و به جاش یه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داد زل بزنی و به جای اینکه لبریز از کینه و نفرت شی حس کنی که هنوزم دوسش داری. چقدر سخته دلت بخواد سرتو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش همه ی وجودت له شد. چقدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچی جز سلام نتونی بگی. چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه ها تو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوسش داری. چقدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اون وقت آروم زیر لب بگی: گل من باغچه ی نو مبارک!
شاد بودن بزرگترین انتقامیست که می شود از زندگی گرفت! ومن هم بهش میگم: دل پاکت را برای کسی که مفهوم عشق را نمی داندمهربان نکن!
استقلال قهرمان میشه .
خدامیدونه که حقشه. به لطف یزدان وبچه ها. استقلال قهرمان میشه
ما چون ز دری پای کشیدیم. کشیدیم
امید ز هر کس که بریدیم. بریدیم دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند از گوشه ی بامی که پریدیم. پریدیم
گلشیفته جان،وقتی ۲ سال پیش با پسر بزرگم رفتم به سینما كه فیلم میم مثل مادرت را ببینم،از بازی گرم و صمیمانه تو همه صورتم از اشك خیس شد،آن لحظه شك نداشتم كه همه مادران ایرانی شبیه گلشیفته اند و گلشیفته،نقش پنهانی ا ست از تصویر مادری كه هر ایرانی در ضمیرش دارد.مادری كه همه وجودش ایثار و از خود گذشتگی است،می سوزد تا نورو گرمی و محبت وحیات ببخشد،"هست"برای آن كه فرزندش "باشد."مادری كه یك زیبایی آسمانی در رخسارش موج می زند و ترنم لبانش به ذكری الهی،در خانه نور می پراكند.
وای خدای من!وبلاگم ۳ساله شد. به همه اونائی که دراین مدت یاروهمراهم بودن خسته نباشیدمیگم. سالگرد تولد وبلاگمو به خودم وتموم عاشقای منزل جانان تبریک می گم.
|
About![]()
وبلاگی برای تموم عاشقای دنیا.بازم بهم سربزنین. Archives88/09/01 - 88/09/3088/08/01 - 88/08/30 88/07/01 - 88/07/30 88/06/01 - 88/06/31 88/02/01 - 88/02/31 88/01/01 - 88/01/31 87/12/01 - 87/12/30 87/10/01 - 87/10/30 87/09/01 - 87/09/30 87/08/01 - 87/08/30 87/07/01 - 87/07/30 87/06/01 - 87/06/31 87/03/01 - 87/03/31 87/02/01 - 87/02/31 86/10/01 - 86/10/30 86/07/01 - 86/07/30 86/05/01 - 86/05/31 86/04/01 - 86/04/31 86/03/01 - 86/03/31 86/02/01 - 86/02/31 85/12/01 - 85/12/29 85/11/01 - 85/11/30 85/10/01 - 85/10/30 85/09/01 - 85/09/30 85/08/01 - 85/08/30 85/07/01 - 85/07/30 85/06/01 - 85/06/31 85/05/01 - 85/05/31 85/04/01 - 85/04/31 85/02/01 - 85/02/31 85/01/01 - 85/01/31 Specific
بلاگ کد
فتو نایت
آپلود عکس
گالری عکس
انتخاب وبلاگ برتر
کد موسیقی لایت
قالب های نایت اسکین
LinkDump
کد آهنگ وبلاگ |